مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1128

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1475 ] مقالهء [ هشتم ] : اندر نفّاطات « 1 » آن ، عبارت است از بثور كه مشابه بود بدانچه از سوختن آتش پديد آيد . و بايد دانست كه در ميان اين ورم ، اكثر آب رقيق مىباشد و گاه بود كه به جز ريح غليظ هيچ نباشد و آن را نفّاخات نيز گويند . علاج : رگ زنند و جهت تغليظ و تطفيهء خون ، شربت گزر و عناب و انار و جز آن هر چه جامع حموضت و عفوصت و قبض بود بخورانند و عدس مقشر در سركه پخته غذا فرمايند و اگر در وى عناب نيز پزند بهتر باشد . و نفّاطات را به سوزن زر سوراخ كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] براى تبريد خون و تجفيف قرحه ، اسپيدهء ارزيزه و مرداسنگ مدبّر به گلاب و آب مورد طلا نمايند . و اطليه كه در نار پارسى گفته شد نفع دارد . [ 1476 ] مقالهء [ نهم ] : اندر شرى « 2 » آن ، عبارت است از بثور مسطحهء به سرخى مايل كه بعض وى خرد باشد و بعضى بزرگ و خارش و كرب لازم اوست . و در اكثر ، دفعة عارض شود و گاه باشد كه از شرى رطوبت سايل گردد و آن را به پارسى « دلم » گويند . و سبب اين علت ، ثوران بخارات است از خون مرارى يا از بلغم بورقى دفعة به سوى ظاهر بدن . امّا علامت دموى ، آن است كه سرخى گرمى در بثور بيشتر بود و روزانه غلبه كند و بثور زودتر ظهور نمايد . و علامت بلغمى آن است كه لون او به سپيدى زند و در شب غلبه كند و دير ظاهر شود . و شرى بلغمى را « جالينوس » در « حيله البرء » بنات الليل خوانده [ است ] . علاج : در دموى ، فصد كنند و به آب انار و نقوع آلو زرد آلو ترش و مثل آن طبع نرم نمايند و بعد از تنقيه ، به قرص كافور و مانند آن تسكين حرارت فرمايند و براى ارخا و تليين جلد و تحليل ابخره و تفتيح مسام ، آب گرم بر بدن ريزند و سبوس و تخم خربزه كوفته بمالند . و ايضا به واسطهء تبريد و تسكين حدّت و ردع ماده و تليين جلد و تفتيح مسام ، سركه و گلاب و روغن گل مالش فرمايند . و غذا ، عدس به سركه پخته و قريص كه

--> ( 1 ) . در نسخه‌يى ، « نقاطات » و در متن شرح اسباب ، اين عنوان را « فى النفط » قرار داده است . م . قاموس القانون : Blister ; vesicle . ( 2 ) . قاموس القانون : Urticaria ; nettle rash .